
تو خود نامی و بی نامی
تو چه بی نامی، گمنامی
وه چه گمنامی که به هر سو می نگرم آنی
هر چه بر یاد آیدم تو خود آنی
تو نوایی چو بخوانم
ز نهادم های بر آرم تو هویی
به درونم چو بشتابم تو درونی
چو به آفاق در نگرم خود آفاقی
هر که را دست برشانه گذارم
نگرد در من بینم که تویی
تو چه باشی در خواب یا بیداری
صدا چو زنم همه عالم را
یک صدا دهدم پاسخ
آن صدایی ، آنی
تو چه تنهایی
تنها ،تنها
همه تن ها تو .
پنج آبان ماه 1390 * شبنم شکری *
شاخه هایم برگهایم توئی
شمع خاموشم نورم توئی
نور دیده تاب این جانم توئی
هم درونم هم برونم این و آنم توئی
گوئیا من نیستم این توئی
چون درختی استاده در خاکم
ریشه هایم خون رگهایم توئی
آنچنان امروز مستت گشته ام
که نمی خواهم پس از این عاقلی
" بعد از این دیوانه خواهم خویش را"
مست و می خواره خواهم خویش را
*یک آذر ۱۳۹۰ شبنم شکری *
" : گرته برداری
کی ام من ؟ کجایم ؟
کدامین مرغ در من می خواند کنون
کین چنین جاری است آوازش در عمق وجودم
کدامین دشت را می پوید درونم
رشته آوازش بودم نمی دانستم
نغمه خود بودم وچو موج و نور و صدا
ز چه رو گشتم شیدا و از خود جدا
مرغ آوازم، کنون من سازم ، پر رازم
نغمه را برگیر و دمت را باز دم گردان
دیگر این جدایی را نمی خواهم
با خودت بردار و ببر مرا
ای عقاب عشق بی تابم .
* یک آذر ۱۳۹۰ شبنم شکری *
در این پست چند قطعه تصنیف و آواز موسیقی اصیل ایرانی بسیار زیبا از هنرمند توانا آقای میثم علی گو که از شاگردان با استعداد و مطرح استاد محمود مخدوم می باشند را می توانید از این لینک دانلود نمائید:
ولیکن بالهایم در نمی گیرد
لهیب آتشش جهیده بر بالهایم
فتاده در دریای عشقی عجیبم
شراری بر هیمه وجودم در نمی گیرد
خیال پرواز دارم به سویش
و بادی، نسیم آشنایی در هوایم در نمی گیرد
قفسها را شکسته دل بی تابم
دگر در زندان قلبم جا نمی گیرد
تنیده موج مهرش بردریای درونم
دگر آفتابی بر پائیز وجودم در نمی گیرد
ولیکن می دانم که این سودا
نهیبی ، اهتزازی است زسوی بی سویش
فکنده خود را در تار و پود اذهانم
وگرنه مرغ مفلوکی چو من را
چه سودای بلندی چو پرواز ؟
دگر ره شعله می گیرد در من
که من آنم که دادم شوق پرواز
و بالی اینچنین تنها باشد سزاوار پرواز
من آن مرغم که دارد میل پرواز
۱۳ آبان ۱۳۹۰ - شبنم شکری
بگذار دستانم آشیانی باشد برای قمریان
و چشمانم جای ستارگان
و گیسوانم ریسمانی که تا ماه و
آسمان می برد دل را
و درونم هزاران هزار (بلبل) آوازخوان
که در آسمانش تکه ابری و
آفتابی و
گندمی است!
از این نردبام نور بالا خواهم رفت
از همین راه نامرئی
...
مرداد ۱۳۹۰ شبنم شکری
عشق خواسته ای دیگر ندارد جز تبلور خویش.
بگذارید که در دوستی و محبت منظوری خاص نباشد. تنها روح دوستی را عمق ببخشید. عشق آن شراب مقدسی است که خدایان از قلب خود می گیرند و درون انسانها می ریزند.
آن هنگام که عشق شما را می خواند از آن پیروی کنید هرچند که را ه عشق سخت و پرفراز ونشیب باشد.
Love has no other desire but to fulfil itsel
Let there be no purpose in friendship save the deepening of the sprit
Love is that holy wine
Which the gods distill from their hearts and pour in to the hearts of men
When love beckons to you,follow him, though his ways are hard and steep
جبران خلیل جبران Gibran kalil gibran
باز باران تق تق زد
با سرانگشتانش بر تنم
بازشو بازگرد
سوی خودت آی
ای تن خاکی بارور شو
باز باران با سرانگشتانش
تکانم داد
بیدارم کرد
باز بارید آن مهربانی ها
از وجودش پاشید عشق را بر هستی
تا کدامین بذر برشوید خود را و
شود بارور
زین اشک شوقی که می شود جاری هر دم
از دیدگان مست خداوند
تا کدامین تن خاک وجودش را
کند سیراب و شود دریا
باز باران می زند تق تق
خود را بر پنجره دل ما
منصور حلاج را چون براى كشتن آوردند، نخست دست راستش بريدند، پس دست چپ و سپس پايش . حلاج ترسيد كه از رفتن خون ، رويش به زردى گرايد. آنگاه دست بريده به چهره نزديك كرد و خون بر آن پاشيد تا زردى آن پنهان دارد. آنگاه خواند:
خويشتن را به بيمارى ها تسليم نداشتم ، مگر اين كه مى دانستم كه وصل ، مرا حيات دوباره مى بخشد. جان عاشق از آن روشكيباست ، كه آن كه او را به درد مبتلا داشته است درمان کند و چون آويختندش . گفت : اى ياور ناتوانان ! مرا در ناتوانيم درياب ! و چنين خواند:
مرا چيست ؟ جفا نكرده ، بر من جفا مى رانند، و نشانه هاى هجران ، پنهان نمى ماند. ترا مى بينم كه مرا در هم مى آميزى و مى نوشى . و پيمان تو اين بود، كه مرا نياميخته بنوشى.
و چون مرگ به او روى آورد، چنين گفت : لبيك ! اى آگاه به راز و زمزمه من .
لبيك ! لبيك ! اى مقصد و مقصود من ! ترا خواندم . بل ، تو مرا به خويش خواندى . آيا من تو را مناجات كردم. يا تو مرا؟ عشق به مولايم ، مرا به ناتوانى و بيمارى كشانده است. و چگونه ازمولاى خويش به مولايم شكايت برم؟ از روحم واى بر روحم ! و افسوس كه من ، خود، اصل غوغايم. ( از کشکول شیخ بهایی)
هویدا شدم در تارو پودت
غوغا شدم
نور شدم در نور درونت
آواز شدم در حنجره ات
زخمه سازت
نهان بودم شدم هویدا
در آسمانت
در درونت
شکوفا شدم جوانه شدم گل دادم
از درختت
از رودهایت
کوههایت
کلاغهایت
سپیدارهایت
پیدا شدم و شدم هویدا
زان سان که تویی هویدا
در تو گشتم باقی
زان رو که تویی باقی
"شبنم شکری"
برای آنکه هوا را پر از ستاره کنیـــــــد شبانه دفتــــر شعر مرا ،بسوزانیـــد
به جای خرقه ، تمام مرا ، برابر دوست برای کم شدن ماجــــــرا ، بسوزانید
"حسین منزوی"
برخیز که تا به دامن شب ریزیم
از عشق و جنون شرر به جانها ریزیم
گلها همه در رقص و تنعم باشند
ما نیز به جمله جلوه گری آغازیم
" شبنم شکری "
نقوش برجسته و مجسمه که چند سال قبل کار کردم .



بهار از راه می آید با آواز
و در جام شرابش سبزه ها جار ی است
چو گل بر دامنت ریزد
سفیر عشق می آید
شور انگیز و جان پرور
و در دستانش هزاران قمری
نموده آشیانه
تو گویی سبزی خون در رگهایش
تمام دشت را کرده سیراب
بهاری اینچنین مست و طربناک
که می زند بر انگشتان درختان خو اب آلود بوسه
تو جامش را برگیر
میان جان خود ریز
این جام سحرانگیز
که در جانش هزاران رود آهنگش را
میان سکر دشت کرده جاری
بیا برخیز
بیا برگیر از این باده تا گردی سرشار
بیا تا دوست بر جانت زند بوسه
بهاران است برخیز.
" شبنم شکری "
در این پست یکی از مقالاتم را که در اولین همایش ملی علمی کاربردی گرافیک محیطی و مبلمان شهری که در آبان ماه سال جاری در اصفهان برگزار شد پذیرفته و ارائه شد را بخوانید.
بررسی نقش عوامل اجتماعی در تخریبگرایی(ونداليسم) مبلمان شهری
( نمونه موردی محله اسلام اباد شهر زنجان)
شبنم شکری [1]
علی شکوهی
چکیده
تخریبگرایی فضاها و مبلمان شهری از معضلاتی است که سبب وارد شدن آسیبهای اجتماعی ، کالبدی و اغتشاش و آلودگی بصری در شهر می گرددو لذا هر گونه آسيب و تخريب فضا و مبلمان موجود در آن سبب نقصان در كاركردهاي انسانی و فضایی مي گردد. بنابراين جهت جلوگيري از تخريبگرايي مبلمان شهري مطالعه روابط انساني و چگونگي طراحي اصولي محيط و عناصر موجود نظیر مبلمان شهری از شدت آن خواهد كاست .
لذا اين پژوهش با بهره گيري از علوم رفتاري و مطالعه فرهنگي محل به بررسي نقش عوامل اجتماعي و فرهنگي تاثير گذار در تخريبگرايي مبلمان شهري جهت شناسایی و کنترل آن در نمونه موردی اسلام آباد شهر زنجان پرداخته است که فرضیه این مورد می باشد:
- به نظر مي رسد ايجاد حس تعلق مكان به فضا يا مشاركت شهروندان در حفظ و ايجاد مبلمان و ميزان فقر اجتماعي فرهنگي در محله از تخريبگرايي مبلمان شهري شهر زنجان خواهد كاست.
روش تحقیق به صورت ترکیبی شامل اسنادی،میدانی وتحلیلی و قیاسی بوده وتجزیه وتحلیل یافته ها توسط نرم افزار spss صورت گرفته ومهمترین آزمونهای آن ضریب همبستگی پیرسون ،ضریب رگرسیون استانداردو tاستودنت می باشد. ويافته هاي اين پژوهش فرضيه مذكور را اثبات و نشان داد كه رابطه معني داري بين عوامل اجتماعي (تعلق مكاني، مشاركت اجتماعي،كنترل اجتماعي و فقر اجتماعي فرهنگي) وجود دارد.
واژه گان کلیدی: عوامل اجتماعی- تخریبگرایی- مبلمان شهری- فضای شهری
[1] کارشناس ارشد مهندسی شهرسازی،مسئول مركز مطالعات شهری سازمان همیاری شهرداریهای استان زنجان email:shokry@hamyarizanjan.com, shabnam_shokry@yahoo.com
Research the role of social causes on urban furniture destruction (vandalism)
(Eslam Abad in zanjan city case study)
Shabnam shokry[۱]
Abstract:
Destruction of spaces and urban furniture is one of the problemes that can cause social hurts,structural,struggle and pollution of sight. Hence every kind of hurt and space destruction and furniture in it caese imperfection in human and space operations.
Therefore, for the pupose of prevention of urban furniture destruction , study of humane relations and how to principally design for periphery and existing elements like urban furniture can decrease its intensity.
There fore, this research by using of behavior scence and culturally studing of area will consider the role of effective social and cultural causes on urban furniture destruction for identification and its control for included example (ESLAM ABAD) in zanjan,that the hypothesis is such,it look that making the sense of belonging of places to space or participation of citizens to maintain and making furniture and the level of social and cultural poverty in the local ,can decrease of destruction of urban furniture in Zanjan. Research method is in the form of compand including documents,sguare,analysis and analog and analysis of finding by soft war (spss) was done and the most important tests are prison conjunction coefficient,standard regression coefficient and standard T.the finding of this research confirmed hypothesis and show that there is meaningfull relation between social causes.
۱-high expert urbanity enginer ,member of architectural and urbanity studies cooperative organization of municipalities in zanjan province, email:shokry@hamyarizanjan.com /shabnam_shokry@yahoo.com
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم!
خدا فشار خونم را گرفت معلوم شد که لطافتم پایین آمده . زمانی که دمای بدنم را سنجید دماسنج 40 درجه اضطراب داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم . تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خونی برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم .
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم . زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است صدای خدا را آن گاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم !!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد ومن به شکرانه اش تصمیم گرفتم ازاین پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم.
هر ساعت یک کپسول صبر،یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه بر می گردم به مقدار کافی عشق بنوشم.
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند :
رنگین کمانی به ازای هر طوفان
لبخندی به ازای هر اشک
دوستی فداکار به ازای هر مشکل
نغمه ای شیرین به ازای هر آه
و اجابتی نزدیک برای هر دعا
جمله نهایی : عیب کار اینجاست که من آنچه هستم را با آنچه باید باشم اشتباه می کنم .
خیال می کنم آنچه باید باشم هستم ، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم. " احمد شاملو"
افتخار آفاق تصنیفی قدیمی است که توسط محمود مخدوم استاد آواز ایرانی در دستگاه سه گاه بازخوانی شده است. این تصنیف را از لینک زیر دانلود نمائید.
لینک دانلود : تصنیف افتخار آفاق
بزرگترین غزال فولادی ایران زمین بر دامنه کوههای استان زنجان رفت
بزرگترین تندیس ایران به مجتمع تفریحی فرهنگی و ورزشی ائل داغی استان زنجان انتقال یافت. این مجسمه که توسط جلال رحمتی مجسمه سازتوانای کشور ساخته شده است با ۲۱ متر ارتفاع و بر گرفته از نقوش و معماری ایرانی و یاد آور بز املش است. این تندیس به سفارش مدیر عامل سازمان همیاری شهرداریهای استان زنجان جناب آقای دکتر محمد مهدی احمدیان در این محل نصب گردید.

آسمان آن آبي مهربان
ابرها را تنگ در آغوش می گیرد
روشناي مژگان خورشيد
نور بر روح زمين می پاشد
چرخه ناگزيرطبيعت مي چرخد
رعد مي غرد
باز باران زندگي مي ريزد
به تن غنچه نورس در باغ
دختر زيباي زمين ، بهار
گسترانيده به ناز
دامن سبز گلدارش را
شادان و خرامان
مي رقصد در باغ
باد در گوش درختان مي خواند
بيدار...
كه بهار آمده است
بهار